تبلیغات
هیئت مکتب الشهدای خوی - یوزارسیف دوران
 
هیئت مکتب الشهدای خوی
لبیک یا خامنه ای
چهارشنبه 27 دی 1391 :: نویسنده : هم سنگر
سربازیش را باید داخل خانه ی سرهنگ میگذراند
وقتی وارد خانه شد و چشمش به زنِ نیمه عریانِ سرهنگ افتاد
پا به فرار گذاشت و به پادگان برگشت.
جریمه اش تمیز کردن تمام دستشویی های پادگان بود.
میگفت: «تا پایان خدمت حاضرم جریمه شوم ولی دوباره به آن خانه برنگردم»
"شهید عبدالحسین برونسی"

نقل از جالب اندر جالب




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 07:13 ق.ظ
I every time emailed this weblog post page to all my friends, since if like to read it afterward my contacts will too.
شنبه 7 بهمن 1391 02:47 ب.ظ
سلام همسنگر
خاطره جالبی بود ولی...
راستش بعضی مواقع فکر میکنم شاید نباید انقدررررر خصوصی درمورد زندگی شهدا تحقیق کرد... بهرحال درسته اونها الگو هستند اما نباید وارد زندگی شخصی اونها شد.... نه اینکه عبرت توش نباشه بلکه بخاطر اینکه برای مخالفا میشه ملعبه
میدونی... نباید به جو مذهبی خودمون فکر کرد...کمی وارد جمعای لاییک بشی میفهمی که خییییلی باید بیشتر حواسمون باشه..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هم سنگر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Radiomoon_ir.jpg (139×139)