تبلیغات
هیئت مکتب الشهدای خوی - ماجرایی جالب در بیان چشم چرانی و خودنمایی
 
هیئت مکتب الشهدای خوی
لبیک یا خامنه ای

کتاب «نابودی عفاف، ارمغان فمینیسم» نوشته خانم "وندی شلیت" چاپ آمریکا ماجرایی را عنوان کرده که خواندن آن خالی از لطف نیست. متن این ماجرا به شرح ذیل است:

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت: ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود،مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد: مردتیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... می‌خوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمی‌کشی؟

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس‌العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد: خیلی عذر می‌خوام فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می‌برن، من گفتم که حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم.

حالا هم یقمو ول کن. از خیرش گذشتیم.

مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...


این کتاب در ادامه می افزاید: «چقدر خوشبختم که در عصر آزادی زندگی می کنم، این روزها یک دختر می تواند پزشک یا قاضی شود، در ارتش ثبت نام کند، به تیم بسکتبال بپیوندد؛ می تواند مدارج شغلی را طی کند، بچه های خودش را در مهد کودک رها کند، هر قدر دلش می خواهد سقط جنین داشته باشد، گزینه های جنسی او دیگر محدود نیستند، روابط جنسی نامشروع برای وی امکان پذیر است، به طور خلاصه یک دختر می تواند هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد، هر چه می‌خواهد بشنود، تنها یک استثناء وجود دارد، او نمی تواند زن باشد.»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1396 03:08 ب.ظ
Hi, constantly i used to check weblog posts here
early in the dawn, because i like to learn more and more.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:49 ب.ظ
Hi there, just wanted to mention, I liked this post.
It was inspiring. Keep on posting!
شنبه 14 مرداد 1396 11:08 ق.ظ
Paragraph writing is also a fun, if you know after that you can write
if not it is complicated to write.
شنبه 12 فروردین 1396 10:06 ق.ظ
Unquestionably consider that which you stated. Your favorite justification seemed to be on the web the easiest thing to bear in mind of.
I say to you, I certainly get annoyed even as folks consider concerns that they plainly don't
recognize about. You controlled to hit the nail upon the highest
as neatly as outlined out the whole thing without having side-effects , other folks can take a signal.
Will probably be back to get more. Thank you
سه شنبه 17 بهمن 1391 10:22 ب.ظ
عالی بود...تو ایران ترجمه شده؟!


دیروز جنگ تحمیلی رزمنده های مجروح بسیجی از درد به خود می پیچیدند ولی جلوی دشمن "آه"

نـــــمی گفتند تا نکند دشمن شاد شود تا مبادا صدام هلهله کند.

امروز

روسای قوا آه نکشیدن پیشکش...صدای هلهله بی بی سی و من و تو و صدای آمریکا را نمی شنوید؟

مشکلات مردم حل شد؟مشکلات مردم پیشکش،مشکل "خودتان" حل شد؟!

پنج روز دیگر،۲۲همین ماه هلهله هایتان را

عزادار می کنم.رجز خوانی هایتان را درگلو ساکت می کنم شما هنوز ملت مرا نشناخته اید ملتی که در دوران جنگ رئیس جمهورش با دشمن همدست می شود و می ایـــــــستد.ملتی که روزانه تحریم بارش می کنند و از حق مسلم خود دست نـــــــمی کشد.ملتی که پیامبرش محمـــــد امین است و با نصفه خرما در جنگ حاضر می شود و از عقیده اش دست بردار نمی شود.ملتی که مقتدایش حسیـــــن بن علی است هیچ گاه از تشنگی "کم"نمی آورد.عزادارتان می کنم
هم سنگرممنون .... بله در ایران ترجمه شده

لبیک .......
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هم سنگر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Radiomoon_ir.jpg (139×139)